تبليغاتX
نیما شیر پسر
   
نیما شیر پسر
من و تویی که بزرگ می شوی
 
 
آرشيو مطالب

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

____________________
مطالب اخير

من و تو

جمعه خوب

بهترین خبر

انسانی به نام مادر

29

mother

بتمن و دنیای پسربچه ها

کودک و خدا

روز جهانی کودک مبارک

اندر احوالات این روزهای ما

____________________
پیوندهای روزانه

اخبار ستارگان هالیوود

____________________
پیوند ها

آرش وروجك

مامان پرهام

مامان آنديا

مامان آرين

مامان ستايش

نونوش جان

مامان امير مهدي

مامان آرتا

مامان هيژا

مامان فراز

مامان شروين

آشپزخونه مامان شروين

مامان نازنين فاطمه

مامان ايليا توپولي

يه جاي دنج

مريم جون

دلنوشته هاي آيتك جون

نوشته هاي گل مريم

نيروانا جون

بهشت كوچك شيلا جون

من و يه آقاي شيك

گلپرخانم عزيز

مامان مهراد

مامان پرنيان

مامان ارشك

مامان ارشيا

مريم جون

آوات و هيوا

مامان آزاده

مادراني مثل من

يادداشتهاي يك زن

مامان هوچهر

آرزو جون

من و يك زندگي

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

سه شنبه هفتم مهر 1388

سپید زیبا

. نیما اصولا با رنگ سفید از بین همه رنگ های موجود در مدادرنگی هاش پاستل هاش و کلا طیف رنگ ها مشکل داره و فکر می کنه چون سفیده پس نه کاربردی داره و نه جذبه و قشنگی ای. وقتی بچه بود یادم میاد یکبار مدادرنگی سفیدش رو تو سطل آشغال انداخته بود و وقتی ازش پرسیدم چرا این کار رو کرده با زبون یک بچه دو ساله گفته بود : آخه خلابه(آخه خرابه). پسرکم فکر می کرد چون خط سفیدی رو که می کشه خیلی مشهود و پر رنگ و لعاب نیست پس لابد مداد رنگی اش مشکل داره و خرابه. چند روز پیش هم براش یه قرص جوشان ویتامین ث+سولفات روی در آب انداختم تا ویتامینه اش کنم و چون رنگ آب بر خلاف همیشه نارنجی نشده بود و همانطور سفید مانده بود باز ادعا کرد که این جوشان ها خرابه و من جوشان سالم می خوام. حالا بماند که ما چقدر سعی کردیم به او بفهمانیم که قرص جوشان های سفید هم همان تاثیر و فایده را دارند و ... و اما دیروز اتفاق جالبی افتاد تا نگرشش به این رنگ که در دایره رنگ های شناخته شده نیما مظلوم واقع شده بود عوض بشه. مشغول نقاشی با گواش بودیم که نیما قلم مو اش را داخل رنگ آبی کرد و خواست ابرها رو رنگ کنه ولی بعد فهمید خیلی پر رنگ شدند. اول ناراحت شد و چون آبی آسمانی نداشت گریه کرد و گفت ابرهای من مثل ابرهای آسمون نیستن. من آبی آسمونی می خوام(و به طرز جالبی این رنگ رو درست گفت)بهش گفتم رنگ سفید رو یادت هست؟ گفت: آره . همونی که خرابه؟ و من جوابی ندادم و با قلم مو ابرهای نقاشی اش رو با گواش سفید به رنگ آبی آسمونی در آوردم. نیما در کمال ناباوری ذوق کرد. باورش نمی شد که معجزه آبی روشن کردن ابرهاش بدست این رنگ خراب اتفاق افتاده. نیما درس خوبی یاد گرفت. گاهی ارزش و اهمیت خیلی چیزها رو در ظاهر نمیشه فهمید. باید اهمیتشون رو تجربه کرد. از دیروز سفید رنگ مورد علاقه نیما شده. رنگی که آسمون دفتر نقاشی اش رو پر از ابرهای قشنگ قشنگ کرده.رنگی که باعث شد برای اولین بار از کارکردش واقعا ذوق بکنه. رنگی که حالا دیگه بقول خودش خیلی هم سالمه!

پ.ن.: این وبلاگ آواز دهل رو با پستی که نوشته حتما بخونید که خیلی قشنگ. نامه اول هم عالیه. من که از خوندنش خیلی لذت بردم.

 
 

Weblog Themes By Pars Theme