|
|
سپید زیبا |
 |
|
. نیما اصولا با رنگ سفید از بین همه رنگ های موجود در مدادرنگی هاش پاستل هاش و کلا طیف رنگ ها مشکل داره و فکر می کنه چون سفیده پس نه کاربردی داره و نه جذبه و قشنگی ای. وقتی بچه بود یادم میاد یکبار مدادرنگی سفیدش رو تو سطل آشغال انداخته بود و وقتی ازش پرسیدم چرا این کار رو کرده با زبون یک بچه دو ساله گفته بود : آخه خلابه(آخه خرابه). پسرکم فکر می کرد چون خط سفیدی رو که می کشه خیلی مشهود و پر رنگ و لعاب نیست پس لابد مداد رنگی اش مشکل داره و خرابه. چند روز پیش هم براش یه قرص جوشان ویتامین ث+سولفات روی در آب انداختم تا ویتامینه اش کنم و چون رنگ آب بر خلاف همیشه نارنجی نشده بود و همانطور سفید مانده بود باز ادعا کرد که این جوشان ها خرابه و من جوشان سالم می خوام. حالا بماند که ما چقدر سعی کردیم به او بفهمانیم که قرص جوشان های سفید هم همان تاثیر و فایده را دارند و ... و اما دیروز اتفاق جالبی افتاد تا نگرشش به این رنگ که در دایره رنگ های شناخته شده نیما مظلوم واقع شده بود عوض بشه. مشغول نقاشی با گواش بودیم که نیما قلم مو اش را داخل رنگ آبی کرد و خواست ابرها رو رنگ کنه ولی بعد فهمید خیلی پر رنگ شدند. اول ناراحت شد و چون آبی آسمانی نداشت گریه کرد و گفت ابرهای من مثل ابرهای آسمون نیستن. من آبی آسمونی می خوام(و به طرز جالبی این رنگ رو درست گفت)بهش گفتم رنگ سفید رو یادت هست؟ گفت: آره . همونی که خرابه؟ و من جوابی ندادم و با قلم مو ابرهای نقاشی اش رو با گواش سفید به رنگ آبی آسمونی در آوردم. نیما در کمال ناباوری ذوق کرد. باورش نمی شد که معجزه آبی روشن کردن ابرهاش بدست این رنگ خراب اتفاق افتاده. نیما درس خوبی یاد گرفت. گاهی ارزش و اهمیت خیلی چیزها رو در ظاهر نمیشه فهمید. باید اهمیتشون رو تجربه کرد. از دیروز سفید رنگ مورد علاقه نیما شده. رنگی که آسمون دفتر نقاشی اش رو پر از ابرهای قشنگ قشنگ کرده.رنگی که باعث شد برای اولین بار از کارکردش واقعا ذوق بکنه. رنگی که حالا دیگه بقول خودش خیلی هم سالمه!
پ.ن.: این وبلاگ آواز دهل رو با پستی که نوشته حتما بخونید که خیلی قشنگ. نامه اول هم عالیه. من که از خوندنش خیلی لذت بردم. |
|
|
|
|
|
| |